من دچار شده ام به جزر و مدی بی پایان...با روی ماه تو

چهارشنبه ۱۱ شهریور۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه سوم

نیامدی و

همه ی

           شعر های سپید من

سیاه شد

(جواد دهنوی)



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست ونوزدهم

اگرچه عادتت نامهربانی بوده از اول 

 
                            بیا و مهربانی کن همین یک بار را با من

                                 شهردادمیدری

 

.......................................

نخواه فراموشت کنم!

آخر کدام درخت

در کدام اردیبهشت

خانه تکانی کرده است؟

دیوانه 

من تازه عاشقت شده ام

بهرام محمودی

....................................................

نميشود

كه در كوچه هاي " ارديبهشت  "

تنها قدم زد !

خودت را زود برسان ..

رودابه تبریزی

.......................................




یکشنبه ۱۶ فروردین۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست و هیجدهم

تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود
                   و هر چه می کنم که از تو بگذرم ؛ نمی شود!

نمی شود! چطور بی تو سر کنم؟! خودت بگو!
                  دگر دوام می شود بیاورم؟ نمی شود ...

نگو خدا نخواست! هی نگو که قسمت این نبود!
                     من این بهانه ها و حرف ها سرم نمی شود!

جنون به حال من دچار می شود بدون تو!
                     بد است حالم آنقَدر ، که بدترم نمی شود!

تمام شهر خواستند بشنوم که رفته ای
                   تمام شهر! بشنوید! من کَر َم ! نمی شود!

پرتو پاژنگ




چهارشنبه ۱۲ فروردین۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست و هفدهم

دو سال است که می دانم

بی قراری چیست

درد چیست

مهربانی چیست

دو سال است که می دانم

آواز چیست

راز چیست

چشم های تو شناسنامه مرا عوض کردند

امروز من دو ساله می شوم.

گروس عبدالملکیان

.....................................

منتظر شعری کوتاه از بنده باشین

 




جمعه ۷ فروردین۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست و شانزدهم

هرچه گفتنی بود، گفتیم.

هرچه شنیدنی، شنُفتیم.

باقی‌اَش دیگربا

بوسه‌هایی که بهتر از مازبانِ هم را می‌فهمند!

(رضا کاظمی)




پنجشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست وپانزدهم

                                  تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم


گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ ی خود
می‌گذرم

شهریار

 




شنبه ۲۳ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهاردهم

مـا مـی دويـم و جـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

قـولـی کـه عـشـق داده بـه جـايـی نـمـی رسـد

                                      چـون کـوه روی حـرفِ خـودم ايـسـتـاده‌ام

                                     کـوهـی کـه ايـسـتـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد!

دريـا هـنـوز هـسـت ولـی مـانـده‌ام چـرا

ايـن رودِ بـی اراده بـه جـايـی نـمـی رسـد

                                    دنـيـا هـمـيـشـه عـرصـه ی پـيـچـيـده بـودن اسـت

                                   آدم کـه صـاف و سـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

تـاريـخ را ورق زدم و مـطـمـئـن شـدم

هـرگـز کـسـی پـيـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

                                  مـن حـاضـرم قـسـم بـخـورم مـسـت نـيـسـتـم

                                 ايـن چـنـد جـرعـه بـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد !

+حسين طاهری




جمعه ۱۵ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست وسیزدهم

دمــوکراسی بین منو تـــو این است که
همیــشه و در هــمه چیز

حــق با چشــم های توست! 

کاظم خوشخو

................................

پیشنهاد موسیقی

پویا بیاتی (نگران تو ام)




یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و دوازدهم

ای خنده‌هایت شکر، شهد، کنج لبت قند داری
از عطر این بوسه پیداست بر لب تو لبخند داری

دست مرا می‌فشاری تا عشق جریان بگیرد
گل می‌کند گونه‌هایم، در دستت آوند داری

می‌لغزد از قله چشمت بر دامنم تا ببینم
بر تارهای سیاهت برف دماوند داری

ای از تو خالی و پر من، ای موج‌موجت مطنطن
مانند دریا و ساحل با من تو پیوند داری

ببر منی! از کمینت ای کاش بیرون نیایی
وقتی به جز من فراوان آهوی در بند داری

اما تو می‌آیی آرام، آرام، آرام، آرام……
این شعر لکنت گرفته‌ست، دیگر چه ترفند داری؟

 

(مژگان عباسلو)

 




جمعه ۸ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و یازدهم

 حتی یک نفر در این دنیا
شبیه تو نیست ...
نه در نفس کشیدن ،
نه در نفس نفس نفس زدن ،
و نه از قشنگی ... نفس مرا بند آوردن !!

{ عباس معروفی }




یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و دهم

با خود عهد کرده ام
هر جا خط تو را دیدم
ببوسمش
کی خط لب می کشی بانو ؟

{ سید محمدعلی موسوی زاده }

{نازو نیاز}




سه شنبه ۲۹ مهر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه و هفتم

چه‌قدر تنهاست

شاعری که عاشقانه‌هاش

دست به دست می‌روند

به دست تو اما،

نمی‌رسند!

رضا کاظمی



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


چهارشنبه ۱۶ مهر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه و ششم

موهایی که حامل شالت شده اند

شامل حالم نمی شوند

چرا ؟

 

آرش ناجی



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


یکشنبه ۱۳ مهر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه وپنجم

سلام

غزل زیر از قاسم صرافان لطفا تا اخر بخوانید خیلی زیباست

..............................................

روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفت

روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت

 

روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت 

دانه‌ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت

 

روز چارم دانه‌اش گل داد و او با زیرکی

آن غزل را از لبم نه از نگاهم چید و رفت

 

با لباس قهوه‌ای آن روز فالم را گرفت

خویش را در چشم‌های بی‌قرارم دید و رفت

 

فیل را هم این بلا از پا می‌اندازد خدا !

هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت

 

او که طرز خنده‌اش خانه خرابم کرده بود

با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت

 

تا بچرخانم دلش را نذرها کردم ولی

جای دل، از بخت بد، دلبر خودش چرخید و رفت

 

زیر باران راه رفتن، گفت می‌چسبد چقدر!

با همین حالش به من حال دعا بخشید و رفت

 

استجابت شد چه بارانی گرفت آن‌شب ولی

بی‌ من او بارانیش را پا شد و پوشید و رفت

 

روز آخر بی‌دعا بی‌ابر هم باران گرفت

دید اشکم را نمی‌دانم چرا خندید و رفت



:: برچسب‌ها: غزل


سه شنبه ۱۱ شهریور۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه و چهارم

شعبده نیست 

اصلن دست من نیست 

چال که می افتد گونه ات 

بوسه 

خودش بروز می کند 

( شهریار  بهروز)

............................................

میتونم به جرات بگم از زیباترین شعر های کوتاهه




چهارشنبه ۵ شهریور۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه و دوم

گودی گونه هایت

دیوان اشعار من است

که شاه بیت غزل هایش

                     لبخند توست

(جواددهنوی)



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


پنجشنبه ۳۰ مرداد۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه یکم

دستم به آرزوهایم نمی رسد

آرزوهایم بسیار دورند...

ولی درخت سبز صبرم می گوید:

امیدی هست... خدایی هست...

این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم

 شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد...

.....................................................................




پنجشنبه ۳۰ مرداد۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاهم

بگذار بگویند دیوانه ام

پای آمدن تو

                در میان باشد،

ضریح که هیچ به این درخت چنار هم

                           دخیل می بندم ...!!

"محمدرضا صالحی"



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


دوشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل و نهم

دلم از رفتن تو سخت به هم می ریزد

بروی واژه ی خوشبخت به هم می ریزد

آمدی توی خیابان و همه فهمیدند

شهر را موی کمی لخت به هم می ریزد

عطر آغوش و تنت حاشیه ی امنیت است

مرد را فاصله در تخت به هم می ریزد

پاره کن پیرهنم را که زلیخا ها را

حالت پارگی رخت به هم می ریزد

عشق با فتح دلت تاجگذاری شده است

بروی سلطنت و تخت به هم می ریزد

آنچه در تجربه ی ماست نشان داده که عشق  

تا خیالت بشود تخت... به هم می ریزد...
(علی صفری)



:: برچسب‌ها: غزل


یکشنبه ۱۲ مرداد۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل هشتم

سرت درد می کند؟..

 

             بگذار روی شانه هایم،

 

                           دنبال درد سر میگردم......



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


یکشنبه ۵ مرداد۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل هفتم

میان‌ شعرهایم‌ واژه‌ی‌ خورشید کم‌ دارم‌

و شاید علتش‌ این‌ست: این‌جا، دید کم‌ دارم‌

 

برایت‌ قصه‌ای‌ می‌گویم‌ از لیلا، ولی‌ افسوس‌

در این‌ جنگل‌ فقط از نسل‌ مجنون‌، بید کم‌ دارم‌

 

نخی‌ برداشتم‌ تا گردن‌آویزی‌ به‌ هم‌ بافم‌

ولی‌ افسوس‌ خواهم خورد‌ مروارید کم‌ دارم‌

 

«صراط المستقیم‌» گیسوانت‌ را به‌ من‌ بنما

که‌ من‌ در عشق‌ حتی‌، مرجع‌ تقلید کم‌ دارم‌

 

مخواه‌ امسال‌ مثل پیشتر ها شادمان‌ باشم‌

که‌ من‌ امسال‌ در تقویم‌ هجری‌، عید کم‌ دارم

(علیرضا بدیع)‌



:: برچسب‌ها: غزل


سه شنبه ۳۱ تیر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل و ششم

        بگذار در آغوشت آرام بگیرم

باشد که با سیب گونه هایت

جاذبه ی  این بهشت ناشناخته را کشف کنم

(جواددهنوی



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


سه شنبه ۳۱ تیر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه و دویست چهل و پنجم

او استکان چایی خود را نخورد و رفت

بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت

 

گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی

تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت

 

گفتم که صد شمار بمان تا ببینم ات

یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت

 

گفتم که بی تو هیچم و او گفت بی نه با!

در بیت اخرین غزلم دست برد و رفت

 

یعنی به قدر چای هم ارزش...؟نه بی خیال

او استکان چایی خود را نخورد و رفت

 

حسین زحمتکش




:: برچسب‌ها: غزل


دوشنبه ۲۳ تیر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل و چهارم

من به شیشه معتاد شده ام

شیشه بوی عطر تنت را می دهد

وقتی که هر صبح از مقابل پنجره  میگذری



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


جمعه ۱۳ تیر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل و سوم

مثل یک کتاب قدیمی فراموش شده

که از بس نخوانده ایم

گوشه کتاب خانه دلت خاک میخورم

دستی بکش سرم

حرف های ناگفته ی  زیادی دارم

(جواددهنوی)



:: برچسب‌ها: جواد


سه شنبه ۱۰ تیر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل و دوم

 تو می‌روی و من

رسوب می‌شوم

ته مانده‌ای که

دور باید ریخت ...

 2

خسته‌تر از آنم

که لیوانی چای

آرامم کند

آغوش گرم ترا می‌خواهم

در جنگلی ناشناس

وقتی که آسمان

از لا‌به‌لای شاخه‌ها

سرک می‌کشد ...

(فریبا عرب نیا)

 



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


شنبه ۷ تیر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهل یکم

پی یک اشتباه ناجورم ! باغ ممنوع سیب میخواهم !

 تا بفهمند نازنین منی ، قد زلفت رقیب میخواهم !

 

مادرم گفت : دل نبند و برو ، هر کجا روی نازنینی هست 

آه مادر ! دلم ز دستم رفت ، ختم امن یجیب میخواهم !

 

پدرم گفت : بچه جان بس کن ! حرف های عجیب میشنوم !

آه آری پدر ، عجیب ، عجیب ، خاطرش را عجیب میخواهم !!

 

باز فر میخورند دور سرم ، این قوافی : حبیب ، عجیب ، غریب ....

آه مادر ، پدر ، مریض شدم ، به گمانم طبیب میخواهم !

 

بعد از این عاشقانه خواهم گفت ، بعد از این قهوه خانه خواهم رفت !

باغ ممنوع سیب پیشکشم !دود نعنا دو سیب میخواهم !!

(حسین جنتی)




:: برچسب‌ها: غزل


دوشنبه ۲ تیر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و چهلم

در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را

پنهان نکن احساس نمایان شده ات را

یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار

یا جمع کن آن موی پریشان شده ات را

جز شانه ی پر مهر تو کو شاخه ی امنی؟

گنجشک کم و بیش هراسان شده ات را

گاهی به نگاهی شده یک پنجره وا کن

این عاشق پابند خیابان شده ات را

از هر چه به جز چشم تو کافر شده این مرد

آغوش گشا تازه مسلمان شده ات را

(سجاد رشیدی پور)




:: برچسب‌ها: غزل


چهارشنبه ۲۸ خرداد۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و سی و نهم

به دوست داشتَنت مشغولم ... 

همانند سربازی که سالهاست ؛ در مقرّی متروکه ،

بی خبر از اتمام جنگ  

نگهبانی می دهد...!



:: برچسب‌ها: شعرکوتاه


یکشنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و سی و هشتم

هزار نفر 

به تو خیره می شوند

و آه می کشند

که سهم که می شوی؟

هزار نفر در حسرت تو

تو در حسرت یکی

همه تنهاییم



:: برچسب‌ها: شعرکوتاه