من دچار شده ام به جزر و مدی بی پایان...با روی ماه تو

یکشنبه ۱۶ فروردین۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست و هشتاد و ششم

تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود
                   و هر چه می کنم که از تو بگذرم ؛ نمی شود!

نمی شود! چطور بی تو سر کنم؟! خودت بگو!
                  دگر دوام می شود بیاورم؟ نمی شود ...

نگو خدا نخواست! هی نگو که قسمت این نبود!
                     من این بهانه ها و حرف ها سرم نمی شود!

جنون به حال من دچار می شود بدون تو!
                     بد است حالم آنقَدر ، که بدترم نمی شود!

تمام شهر خواستند بشنوم که رفته ای
                   تمام شهر! بشنوید! من کَر َم ! نمی شود!

پرتو پاژنگ



:: برچسب‌ها: غزل


چهارشنبه ۱۲ فروردین۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست و هشتاد و پنجم

دو سال است که می دانم

بی قراری چیست

درد چیست

مهربانی چیست

دو سال است که می دانم

آواز چیست

راز چیست

چشم های تو شناسنامه مرا عوض کردند

امروز من دو ساله می شوم.

گروس عبدالملکیان

.....................................

منتظر شعری کوتاه از بنده باشین

 



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


جمعه ۷ فروردین۱۳۹۴
ن : جواد

نامه دویست و هشتاد و چهارم

هرچه گفتنی بود، گفتیم.

هرچه شنیدنی، شنُفتیم.

باقی‌اَش دیگربا

بوسه‌هایی که بهتر از مازبانِ هم را می‌فهمند!

(رضا کاظمی)



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


پنجشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هشتاد و سوم

                                  تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم


گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ ی خود
می‌گذرم

شهریار

 



:: برچسب‌ها: غزل


شنبه ۲۳ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هشتاد و دوم

مـا مـی دويـم و جـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

قـولـی کـه عـشـق داده بـه جـايـی نـمـی رسـد

                                      چـون کـوه روی حـرفِ خـودم ايـسـتـاده‌ام

                                     کـوهـی کـه ايـسـتـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد!

دريـا هـنـوز هـسـت ولـی مـانـده‌ام چـرا

ايـن رودِ بـی اراده بـه جـايـی نـمـی رسـد

                                    دنـيـا هـمـيـشـه عـرصـه ی پـيـچـيـده بـودن اسـت

                                   آدم کـه صـاف و سـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

تـاريـخ را ورق زدم و مـطـمـئـن شـدم

هـرگـز کـسـی پـيـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد

                                  مـن حـاضـرم قـسـم بـخـورم مـسـت نـيـسـتـم

                                 ايـن چـنـد جـرعـه بـاده بـه جـايـی نـمـی رسـد !

+حسين طاهری



:: برچسب‌ها: غزل


جمعه ۱۵ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هشتاد و یکم

دمــوکراسی بین منو تـــو این است که
همیــشه و در هــمه چیز

حــق با چشــم های توست! 

کاظم خوشخو

................................

پیشنهاد موسیقی

پویا بیاتی (نگران تو ام)




یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هشتادم

ای خنده‌هایت شکر، شهد، کنج لبت قند داری
از عطر این بوسه پیداست بر لب تو لبخند داری

دست مرا می‌فشاری تا عشق جریان بگیرد
گل می‌کند گونه‌هایم، در دستت آوند داری

می‌لغزد از قله چشمت بر دامنم تا ببینم
بر تارهای سیاهت برف دماوند داری

ای از تو خالی و پر من، ای موج‌موجت مطنطن
مانند دریا و ساحل با من تو پیوند داری

ببر منی! از کمینت ای کاش بیرون نیایی
وقتی به جز من فراوان آهوی در بند داری

اما تو می‌آیی آرام، آرام، آرام، آرام……
این شعر لکنت گرفته‌ست، دیگر چه ترفند داری؟

 

(مژگان عباسلو)

 



:: برچسب‌ها: غزل


جمعه ۸ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتاد و نهم

 حتی یک نفر در این دنیا
شبیه تو نیست ...
نه در نفس کشیدن ،
نه در نفس نفس نفس زدن ،
و نه از قشنگی ... نفس مرا بند آوردن !!

{ عباس معروفی }




یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست هفتاد و هشتم

با خود عهد کرده ام
هر جا خط تو را دیدم
ببوسمش
کی خط لب می کشی بانو ؟

{ سید محمدعلی موسوی زاده }

{نازو نیاز}




شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتاد و هفتم

در شعر هایم
مخاطبی حلول کرده ست
پیش از این نام دیگری داشت
عشــق ...

(ثانی)

.................................

پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد

چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد

سنگ با تیشه به تلقین و تمسخر می‌گفت:
منتظر باش که فرهاد به لیلا برسد

ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد

عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است
عشق فرمود: نباید به مساوا برسد !

گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر ..
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد

احسان افشاری

................................

پ ن: دلم به نوشتن نیست....

عجب شعری ست این شعر شاعرش ناشناسه

.................

سهل یا دشوار، راه عمر اگر پیموده شد

وای بر پایی که بی شوق طلب فرسوده شد !

سوز من از پرده چون بیرون فتاد از شور عشق

نغمه ای دیگر به ساز عاشقی افزوده شد

آن که دل از هر دوعالم کند و زد در عشق چنگ

خاطرش فارغ ز فکر بوده و نابوده شد

مدتی شوریدگی دل را پریشان حال داشت

چون که با زنجیر زلفت بستمش, آسوده شد

ترک عشق از من نمی آید درین پیرانه سر

ناصح من رنج برد و زحمتش بیهوده شد

شورشی در گنبد گردون نمی آید پدید

گر به آرامی لب تو بر لب من سوده شد!

هر زمان پای شفاعت در میان آورد شرم

گونه ات انداخت گل, تقصیر من بخشوده شد

تکیه دادی لحظه ای از لطف,سر بر شانه ام

خرمنی از مشک , بر دوش و بر من توده شد

گر چه آتش بعد چندی رو به خاموشی نهد

هر چه بالا رفت عمرم، عشق من افزوده شد

گفته بودم بر رگ جان نیشتر خواهم زدن

پیشدستی کردی و دستت به خون آلوده شد .

 



:: برچسب‌ها: شعرکوتاه و غزل


پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست هفتاد و ششم

اگر خوابیدم...

جایی از خواب هایم با من قرار بگذار...

دستم به بیداری أت ، نمیرسد

....................................................

کلافه کرده ای مرا...

چرا چشمهایت از تمام نوشته های من ،

قشنگتر است؟؟؟؟



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


چهارشنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتاد و پنجم

بــه مُردادی ترین گرمـــا قسم، بدجور دلتنگم

شبیه گچ شده از دوری ات، بانوی من، رنگم!

حسودی می کند دستم بــه لبهایی کـه بوسیدت!

وَ من بیچاره ی چشم تو ام... با چشم می جنگم!

تنم از عطــر آغـــوش ِ تــو دارد باز می سوزد

جهنّم شد بهشتم؛ تا پرید آغوشت از چنگم

نظام ِ آفـــرینش ناگهـــان بـــر عکس شد ،  دیدم-

زدی با شیشه ی قلبت شکستی این دلِ سنگم!

گلویم را گرفته بُغضی از جنسِ سکوت امشب

"گُل ِ گلدون من..." جا باز کـــرده توی آهنگم!

بَدَم می آید از ایـــن قــدر تنهایـــی... وَ دلشـــوره

ازین احساسهای مسخره... از گوشی ام... زنگم!

فضـــای شعـــر هم بدجـــور بوی لـــج گرفتــه– نه؟

دقیقاً بیست و یک روز است گیج و خسته و منگم!

تو تقصیری نداری ، من زیادی عاشقت هستم

همین باعث شده با هر نگاهی زود می لنگم!

همان بهتر کــه از هذیان نوشتن دست بردارم

به مرگِ شاعرِ چشمت قسم... بدجور دلتنگم

( امید صباغ نو )

................................................

 

قلبم تیر می کشد؛

 

این تنها طرحی ست که از تو؛

 

در سینه ام یادگار مانده است ...

....................................

پیشنهاد موسیقی:بیکلام

موسیقی بیکلام

..............................

بابت این مدت طولانی که نبودم از همه عذر خواهی میکنم دقیقا 21روز

 

 




سه شنبه ۳۰ دی۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتاد و چهارم

يـکـی بـايـد بـاشـد،

کـه آدم را

بـا نـگـاهـش صـدا کـنـد . . .

+حمید امجدی

.................................................

 

زندگی می کنم ،

 

و برایش دلیل هم دارم

 

                   دوست داشتن تــــــــو

 




سه شنبه ۹ دی۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتاد و سوم

همچو پروانه که با شمع مقابل شده است

بارها سوخته است این دل اگر دل شده است

ترسم از روز جزا نیست که در این دنیا

آتش عشق تو با قهر تو کامل شده است

بی­نیاز است ز هر ترجمه و تفسیری

 سوره اشک که از چشم تو نازل شده است

 شک ندارم که به معراج مرا خواهد برد

 آن نمازم که به لبخند تو باطل شده است

 از کرامات تو بوده است اگر می­بینیم

 سائلی یک شبه حلال مسائل شده است

ورنه در مزرعه­ ی عشق پس از عمری رنج

رسم این است ندانیم چه حاصل شده است

یاسر قنبرلو

................................

پ:ن1)

نیستی

 که بریزمت روی عمیق ترین زخمم

 نیستی که نمیرم

 نیستی......

 از این همه زخم های خالی

 نه

 از این همه که نیستی

 مردم.............

 "کامران رسول زاده"

....................................

پ:ن2)

 

لبخنـد تو

 

تمام تعـادل شهر را بهم می زند؛

 

تـو بخـند. . .

 

من شهر را دوبـاره می سازم.
(ناشناس)

 

.............................................

پ:ن3) حرفی برا گفتن مونده؟

 

گـــ ــاهــــی...
دلم بــرای زمـــ ـانی...

کــه نمیشناختمت تنــــــ ــــــگ می شود...
کاش هیچوخت نمیشناختمت

..................

حرف اخر

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی.... تا در میکده شادان و غزل خوان بروم.

.........................

پیشنهاد موسیقی ندارم معرفی کنید تا بذارم تو ارشیو

 



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه, غزل, موسیقی


دوشنبه ۲۴ آذر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتاد و دوم

عجب از این غزل

سید تقی سیدی

یکی رد شد شبیه او ، پر از ابهام و تردیدم 

همین که دیدمش جا خوردم و ناگاه ترسیدم

به یک لحظه تمام خاطرات کهنه ام طی شد

زمین دور سرم گشت و  منم ارام چرخیدم

همان چادر ، همان هیبت ، همان چشمان پر شورش

تمام ارتفاعش را به چشمم در نوردیدم

همین که یادم امد خنده های بی مثالش را 

نمیدانم چه شد بی اختیار از خویش خندیدم

دوباره حال نابی را درون سینه حس کردم

دوباره شعله ور گشته تنور سرد امیدم

ته کوچه به چپ پیچید و یک لحظه نگاهم کرد

مسیرم را عوض کردم درون کوچه پیچیدم

قدم را تند تر کردم رسیدم در کنار او

خودم  یادم نمی اید سوالی را که پرسیدم

حواسش پرت بود انگار چادر از سرش افتاد 

خدایا کور میگشتم ولی او را نمیدیدم

جهان تاریک شد یک لحظه دیدم رقص چادر را 

چو عطرش با نسیم امد منم در باد رقصیدم

همیشه در خیالاتم دلم مغرور و محکم بود 

دو تار از موی او دیدم شبیه بید لرزیدم

عذابی میکشم وقتی به یادش باز می افتم

به او گفتم ببخشید و ولی خود را نبخشیدم

.........

پشیمانی ندارد سود وقتی عاشقش باشی 

نباید عاشقش میگشتم اما دیر فهمیدم

.............................

پ: ن 1) نمیشه از شعر های پرویز صادقی گذشت

نـگـاهـم

بـرکـه ی بـی مـاه،

دلـم

يـک شـعـر بـارانـی سـت !

.........................

پ:ن2) عجب از این شعر ها

"تـو"

بـه جـای هـر کـس کـه نـمـانـد،

بـه جـای هـر کـس کـه نـگـذاشـت بـمـانـم،

دوسـتـ َم داشـتـه بـاش . . .

  +نگین وضعی

....................................................

پ:ن3) ....................

از ظـهـر بـه تـو فـکـر مـیـکـنـم

از صـبـح

نـه از دیـشـب !

وقـتـی بـه تـو فـکـر مـی کـنـم

وقـتـی بـرای هـیـچ کـارِ دیـگـری نـدارم . . !

+حافظ ایمانی

..............................................

پ:ن4)پیشنهاد موسیقی برای کسانی که این پست رو تا اخر خوندن

اهنگ جدید پویا بیاتی به نام مروارید

 

 



:: برچسب‌ها: غزل و شعر کوتاه


جمعه ۷ آذر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتاد و یکم

چقدر چشم کشیدم خطوط پیرهنت را

رسیده بود و نچیدم انار‌های تنت را

خدا چه معجزه‌ای کرد در بلوغ تو و من-

فقط نشستم و دیدم بزرگ‌تر شدنت را

چقدر دست مرا روی گونه‌هات کشاندی

چقدر ساده گرفتم حرارتِ بدنت را

چه عاشقانه نوشتی و عاشقانه نوشتی-

- زمانِ نامه نوشتن - نفس نفس زدنت را

- به شرم - بوسه فرستادی و گرفتمش از دور

در امتدادِ نفس‌هات، غنچه‌ی دهنت را

(صباغ زاده)

.....................................................

پ:ن1): این روزها عاشق پانوشت نوشتن شده ام

توصیه میکنم شعر های زیرو با دقت بخونید با دقت جمع کردم

.........................

پ:ن:2) وای از دست این شعر.........

تـنـهـايـی، مـهـربـانـم کـرده اسـت !

شـبـيـه سـربـازی کـه

از روی بـرجـک ديـده‌بـانـی،

بـرای تـک‌ تـيـرانـداز آن سـوی مـرز،

دسـت تـکـان مـی دهـد . . .

حامد ابراهيم پور

.........................................

پ: ن:3) شاعر ناشناس سنگ تموم گذاشته

ايـن شـعـرهـا

بـرونـد بـه جـهـنـّم !

مـن فـقـط

ديـوانـه ی آن لـحـظـه ام 

کـه قـلـبـت

زيـر سـرم

دسـت و پـا بـزنـد . . .

.........................................

پ:ن:4) این دیگه حرفی برای گفتن نداره

نـبـایـد چـیـزی را دوسـت بـداری . .

هـمـیـن بـهـانـه هـای کـوچـک بـرای زنـده مـانـدنـت

 بـعـد هـا

 تـو را خـواهـنـد کـُشـت . . .

   +علیرضا آدینه

................................................

پ : ن:5)اینم حرف دل

چـقـدر

هـوا

 هـوای آمـدنـت

 نـیـسـت !!!................

 +حوری سادات پیشکار

.

.

.

.

.

.

.

.

.



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


پنجشنبه ۲۹ آبان۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و هفتادم

تــــــو

شبیه دیگران نیستـــی !

            دیگران حـــرف میزنند ،

                              راه میـــروند ،

                                   نفس میکشند ...

       تــــــو

               نه حــــرف میـــزنی 

                            نه راه میــــروی

                                 و نه ...

                                           میـــگذاری نفس بکشم !!    کامران رسول زاده

.....................................

پ:ن 1) عجب شعری قشنگی

به آغوشم شــــبی تن میدهی تو

شمیم یاس و سوسـن میدهی تو

امان از بوسه هــــای  مــــرگبارت

مرا آخر به کشتن مـی دهــی تو!

.........................

پ:ن 2)اینیکی دیگه اخرشه

به دیدنم نیا !
این بار اگر ببینمت
چشم هایم تمام می شوند .. 

(ونوشه اندرخور)

...................................
پ: ن 3) اینو حتما دانلود کنید واسه ارامش خوبه

دانلود مناجات با امام زمان میثم مطیعی

..............................

پ :ن 4) اینم قشنگ بود دلم نیومد نذارمش

در شـعـر بـعـدیـم کـه آمـدی

لـبـاس چـهـار خـانـه‌ات

را بـپـوش

بـرای

مـنِ

بـی خـانـه . . /

+مجتبی حسن زاده

..........................................

پ:ن 5) این دیگه فوق العاده بود

بـاران کـه مـی بـارد

دلـت را مـحـکـم بـچـسـب . .

زیـر بـاران

دل بـه اشـاره ای مـی رود . .

+آرزو اسماعیلی

....................................................

یکی از دوستان کامنت گذاشته نوشته مردم ازاری تا چقدر؟ داری با این شعرات مردمو ازاری میکنی از بس قشنگه

پ: ن6) پا نوشتام زیاد شد احساس میکنم تو روزنامه واشنگتن پست تیتر گذاشتم از بس مهمه پیش خودم

دلم خیلی پره

خدایا نامه هام داره به سیصد میرسه چیزی نمونده

نمیخوای کاری بکنی

.

.

.

 

.

.




شنبه ۲۴ آبان۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصت و نهم


به بغض سر کردم دیده تر نشد که نشد

دلی ز حال دلم با خبر نشد که نشد

                             هزار کوره بنا شد درین دیار و دریغ

                            یکی به داغی و سوز جگر نشد که نشد

به بی قراری شعرم سری نزد که نزد

و آن شبی که نیامد سحر نشد که نشد

                         هزار دفتر هق هق ...هزار دفتر شعر ...

                         دلت... عزیز دلم! نرم تر نشد که نشد

کجاست شانه ی امنَت که بعد تو این سر

برای من ...من بیچاره سر نشد که نشد

                          سیاه پوشی و اندوه در غم سهراب

                          برای رستم دستان پسر نشد که نشد

قرار بود که درد دلی کنم با تو

ولی دریغ درین مختصر نشد که نشد...

                        ( حامد عسکری )


ادامه مطلب شعری زیباتر



:: برچسب‌ها: غزل


چهارشنبه ۲۱ آبان۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصت و هشتم


شـــاید تمام قصـــه ی ما این سه جمله بود:

آشوب بـودی آمــــدی و رد شـدی ، همـــین!

من سطحی از تـــرک شـده بودم که بشکنم

تو آخـریـن تلنگر ایــن سـد شـدی ، همـــین!

هـــرگـز تـو انـتـــخاب نکــــردی مـرا ، فـقـط

گاهــی بر این دو راهه مردد شدی ، همین!

حـذف بـیــــای قـافــیه هـا کــــــار تـو نـبـود

تو بـاعـث ردیـف نـیـامـد شــــدی ، همـــین!

حـرفـی کـه در دقــایـق زخــمی انـتـــظـــار

تـیــر خــلاص را بــه دلم زد شدی، همـــین!

بـا ایـــن هـمـه شـکایـتـی از تـو نـمی کــنـم

تنها قبول کن که کمــی بد شدی...همـــین !

 

سید مهدی نقبایی



:: برچسب‌ها: غزل


جمعه ۱۶ آبان۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصت و هفتم


تمـام  كوچـه هایی كه هيـچ وقت

                          سر  راهمـان نبودند

                                  ماتـم گرفته اند.....

                                         كه چـرا بهترين رد پاهای  ممكن ،


                                              هيـچ كجای  تنشـان نيست ..........



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


جمعه ۹ آبان۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصت و ششم

نامه ای برای اربابم

گرچه دیر است اما بپذیر این نامه مرا....

............................................

مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـد
                           وقتش شده که بیرق و پرچم بیاورید

مــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟
                           «باز این چه شورش است که...عالم» بیاورید

خواهید از خدا که در این شصت روز عمر
                            در بـیـن روضــه هــا نـکـنــد کـم بـیـاوریـد

این اشک ها برای حسینی شدن کم است
                          صـد چـشـمه چـشـم، کوثـر و زمـزم بیـاوریـد
هنگام روضه خواندن ذاکر درون ذهن
                         تصـویــر قـتلــگـاه مــجـسّـم بیــاوریـد

هر سینه نیست قبر حسین و مطاف او
                         در هـیـئـت غـمـش دل مَـحـرم بـیــاوریـد

فَلتُلطَمُ الخُدود و تُشَقُّ الجُیوب»۱ را
                       بـر گـونه ها و سـینه فـراهـم بـیـاوریـد

رخت سپید کنده و در گنجه افکنید
                         پـیـراهــن ســیـاه مـحـرّم بـیــاوریـد
مجید لشکری

...............................................

دانلود مناجات با امام زمان    میثم مطیعی

خیلی زیباست حتما گوش کنید



:: برچسب‌ها: غزل


سه شنبه ۶ آبان۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصت و پنجم

گاهی سرزده
دیوانه‌وار
کوتاه
به دیدنم بیا
رگبار بهار باش ..

انسیه موسویان

..............................

دانلود اهنگ بی کلام جان مریم(اهنگ وبلاگ)



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


یکشنبه ۴ آبان۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصت و چهارم

بی تو
هر پاره‌ی دل‌ام را
به نام كسی ديگر كرده‌ام
به نام هركسی كه
كمی يا دمی
شبيه تو بود ..

{ سیدعبدالحمید ضیایی }

منبع وبلاگ ناز و نیاز



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


سه شنبه ۲۹ مهر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصت و سوم

عمری‌کَ چاوَ ریتم پامال جُوانیتم
بیلا که دمي تَر کم لو چک چک زلفانه

"
عمريه كه چشم به راهتم جونيم پامال تو شد
بذار كه لبي تر كنم از چك چك زلفات"

(پرتو کرمانشاهی)

...................

یشنهاد موسیقی:

تصنیف زیبای کردی
 وارانه  از بیژن کامکار

.......................................

چه‌قدر تنهاست

شاعری که عاشقانه‌هاش

دست به دست می‌روند

به دست تو اما،

نمی‌رسند!

رضا کاظمی



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


چهارشنبه ۱۶ مهر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست وشصت و دوم

موهایی که حامل شالت شده اند

شامل حالم نمی شوند

چرا ؟

 

آرش ناجی



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


یکشنبه ۱۳ مهر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست وشصت و یکم

 سلام

غزل زیر از قاسم صرافان لطفا تا اخر بخوانید خیلی زیباست

..............................................

روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفت

روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت

 

روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت 

دانه‌ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت

 

روز چارم دانه‌اش گل داد و او با زیرکی

آن غزل را از لبم نه از نگاهم چید و رفت

 

با لباس قهوه‌ای آن روز فالم را گرفت

خویش را در چشم‌های بی‌قرارم دید و رفت

 

فیل را هم این بلا از پا می‌اندازد خدا !

هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت

 

او که طرز خنده‌اش خانه خرابم کرده بود

با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت

 

تا بچرخانم دلش را نذرها کردم ولی

جای دل، از بخت بد، دلبر خودش چرخید و رفت

 

زیر باران راه رفتن، گفت می‌چسبد چقدر!

با همین حالش به من حال دعا بخشید و رفت

 

استجابت شد چه بارانی گرفت آن‌شب ولی

بی‌ من او بارانیش را پا شد و پوشید و رفت

 

روز آخر بی‌دعا بی‌ابر هم باران گرفت

دید اشکم را نمی‌دانم چرا خندید و رفت



:: برچسب‌ها: غزل


سه شنبه ۱ مهر۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و شصتم

می گویـم نمی شـود یـک شــب بخـوابـی و

صبــح زود

یکـی بیـایـد و بگــویـد

هــر چـه بـود تمــام شـد به خــدا...؟

"سید علی صالحی"

..................................................

 

پیشنهاد موسیقی

دانلود اهنگ جدید پویا بیاتی



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


پنجشنبه ۲۷ شهریور۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه و نهم

شعبده نیست 

اصلن دست من نیست 

چال که می افتد گونه ات 

بوسه 

خودش بروز می کند 

( شهریار  بهروز)

............................................

میتونم به جرات بگم از زیباترین شعر های کوتاهه




شنبه ۲۲ شهریور۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه وهشتم

خواســــتم از "بـــ " بــــــسم الله

تا "نــــون " پایان را بی تــــو طی کنـــم

اما نشـــــد...

به " دال " که رسیـــــدم دلتنگی مجالم نداد

به "فــــ" که رسیـــدم فراموشـــی ممکن نبـــود

اعترافــــ می کنــــم...

بی تــــو

ن  می  شود...!

(سمانه جعفر زاده)

      برگرفته از وبلاگ بیستون



:: برچسب‌ها: شعر کوتاه


سه شنبه ۱۱ شهریور۱۳۹۳
ن : جواد

نامه دویست و پنجاه وهفتم

 

نیامدی و

همه ی

           شعر های سپید من

سیاه شد

(جواد دهنوی)

.............................................

تصنیف کردی واران وارنه از شهرام ناظری

بسیار زیباست از دست ندهید